راهبردهای ناسیونالیسم (بخش دوم): فرهنگ ایرانی، عاملی برای پیوند اقوام مختلف به یکدیگر

فرهنگ ایرانی، به معنای عام آن، مشترک میان همه اقوام ایرانی است. موسیقی ایرانی آیینه تقریباً کاملی از گوناگونی فرهنگ ایرانی است: هر یک از گوشه های دستگاه های موسیقی ما، راهی به دیاری و یا مردمی از کشور دارد. نمونه دیگر اشتراک افسانه ها میان اقوام مختلف ایرانی است که همه آداب و تاروپود بافته بدست مردم را در خود جای داده است. افسانه هایی که یادبودهای گذر از تاریخی طولانی است و مردم ایران تاکنون با همه اغتشاش ها و یورش های حکومت خودکامگان نگذاشته و نمی گذارند نابود شود. نقالی در قهوه خانه های ایران یکی از راههای حفظ این آداب نیست؟ هر قوم ایرانی نوروز، رستم و یا کاوه را از آن خود می داند؛ آیا این نشانه ای از همبستگی به تعلقات ملی نیست؟‌ تاکنون شنیده نشده است که کردهای ساکن ترکیه داستان دده قورقود را – که ترک ها به حق یا به ناحق از آن خود می پندارند – برای فرزندان خود حکایت کنند و یا به نقل آن در قهوه خانه های ترکیه بپردازند. در حالی که همان کردها برای برپایی جشن نوروز پنجاه نفر کشته می دهند و هنوز خود را از بازماندگان کاوه آهنگر می دانند. و به نظر مسلم می آید که کردهای ساکن عراق نیز بخت النصر را از خود نمی دانند و یا به قادسیه افتخار نمی کنند.

به گفته ارنست رنان، جوهر یک ملت این است که همه افراد نقاط مشترک داشته باشند. در انسان چیز والاتری از زبان وجود دارد و آن اراده است. یک ملت اصلی است روحی، نتیجه پیچیدگی عمیق تاریخی، خانواده ای روحانی نه یک گروه معین که بوسیله پیکر زمین مشخص می شود. یک ملت همبستگی بزرگی است که بر اساس فداکاری های گذشته و احساس آنهایی که هنوز حاضر به فداکاری هستند تشکیل می شود.

حاصل آنکه “ملت بیشتر مربوط به روح است تا جسم”. روح هر ملتی را باید در فرهنگ آن جستجو کرد.

محلی گرایی بر اساس ایل و عشیره و یا بر اساس مذهب و زبان خطرهای فراوان دارد و نمونه هایی از آن را پس از فروریزی اتحاد جماهیر شوروی در اروپای شرقی و مرکزی و در نسل کشی (Genocide) روآندا دیدیم. به قول کارل پوپر، هر چه تلاش برای بازگشت به دوران قهرمانی جامعه ایلی افزایش یابد  بر تفتیش عقاید، پلیس مخفی و گانگستریسمی که صورتکی رومانتیک بر چهره دارد افزوده می شود. حاصل این گونه تفکر، انجمادی فکری، اشتیاقی عمیق، برای ساختمان ایده آلی مجرد است. به گفته آلبرکامو: “فاجعه قرن ما در آن است که کسانی که از نظر تاریخی بار کشیدن طلب آزادی را به دوش داشتند، از وظیفه خود اعراض کردند.”

نخبگان محلی، مانند دیگر سرآمدان و نخبگان، باید امانت داران واقعی فرهنگ و تاریخ مملکت خود باشند. آنان باید حافظان خاطرات تاریخی و نگهبانان نظام ارزش هایی شوند که تاریخ، فرهنگ و تمدن ایرانی بر آن بنا شده است و همبستگی سرنوشت مشترک ما به آن وابسته است.

———————————————————————————————-

برگرفته از  “نخبگان محلی، جهانی سازی و رؤیای فئودالیسم” اثر “دکتر محمدرضا خوبروی پاک”

………………..

نوشته های پیشین:

راهبردهای ناسیونالیسم (بخش نخست): فرد و ملت در آئین ما



پاسخ دهید

*

All Rights Reserved. | Webgah.org is provided by Web CNN Hosted by Live Hoster